خرید بک لینک
مزن بر دل ز نوک غمزه تیرم که پیش چشم بیمارت بمیرم نصاب حسن در حد کمال است زکاتم ده که مسکین و فقیرم چو طفلان تا کی ای زاهد فریبی به سیب بوستان و شهد و شیرم چنان پر شد فضای سینه ا

برچسب: نویسنده: مانی موسوی‌پور تاريخ: سه شنبه 21 اسفند 1397 ساعت: 16:54

شاهد بودهای :
لحظه تیغ نهادن بر گردن کبوتر را ؟
و آبی که پیش از آن
چه حریصانه و ابلهانه، مینوشد پرنده ؟

تو، آن لحظه ای !
تو، آن تیغی !
تو، آن آبی !

من !
من ، آن پرنده بودم ...



برچسب: نویسنده: مانی موسوی‌پور تاريخ: سه شنبه 21 اسفند 1397 ساعت: 16:54

عطار گو ببندد دکان را که من ز دوست

بویی شنیده ام که به مشک و عبیر نیست

برچسب: نویسنده: مانی موسوی‌پور تاريخ: سه شنبه 21 اسفند 1397 ساعت: 16:54

من گنگ خواب دیده و عالم تمام کر

من عاجزم ز گفتن و خلق از شنیدنش

برچسب: نویسنده: مانی موسوی‌پور تاريخ: سه شنبه 21 اسفند 1397 ساعت: 16:54

آدمها تا حدّ مرگ از خود خستهات میکنند
ترکت نمیکنند
اما مجبورت میکنند ترکشان کنی
آنگاه تو میشوی بندهی سر تا پا خطاکار!

برچسب: نویسنده: مانی موسوی‌پور تاريخ: سه شنبه 21 اسفند 1397 ساعت: 16:54

ای صبا گر بگذری بر ساحل رود ارسبوسه زن بر خاک آن وادی و مشکین کن نفسمنزل سلمی که بادش هر دم از ما صد سلامپرصدای ساربانان بینی و بانگ جرسمحمل جانان ببوس آن گه به زاری عرضه دارکز فراقت سوختم ای مهربان

برچسب: نویسنده: مانی موسوی‌پور تاريخ: سه شنبه 21 اسفند 1397 ساعت: 16:54

بگذار دوستت بدارم
تا از اندوه دور بمانم
تا از تاریکی برهم
تا از زشتی دور شوم
بگذار دمی در کف دستان تو بخوابم ...
ای امن ترین مکان ها ، با عشق تو می توانم
هندسه ی جهان را دگرگون کنم ...
سرزمین موعود را در هم شکنم...

برچسب: نویسنده: مانی موسوی‌پور تاريخ: سه شنبه 21 اسفند 1397 ساعت: 16:54

امشب عروسش می شوی…من دوستت دارم هنوز!بی من چه شیرین میروی…من دوستت دارم هنوز!در این مثلث سوختم…دارم به سویت می دومداری به سویش میدوی…من دوستت دارم هنوز!قسمت نشد در این غزل…شاید جهان دیگری…مستی و رقص و

برچسب: نویسنده: مانی موسوی‌پور تاريخ: سه شنبه 21 اسفند 1397 ساعت: 16:54

میخواهمت
مثلِ دعایِ عهد
که عبادتِ آهستهٔ مولیان و ملائک است.

میخواهمت
مثلِ بلوغ بنفشههای آخر اسفند
خاصه اگر باردارِ بارانِ فروردین باشند.

میخواهمت
مثلِ تخیلِ مهآلودِ نوزادی
که از بویِ بهشتِ اَزَل
در خواب میخندد...

میخواهمت
مهم نیست مثلِ کلماتِ کدام شاعرِ بزرگ،
بگو بخوان به عهدِ بنفشه...ای اَزَل،
من
میوهٔ ممنوعه را از منزلِ مولیان و ملائک
خواهم ربود.

برچسب: نویسنده: مانی موسوی‌پور تاريخ: سه شنبه 21 اسفند 1397 ساعت: 16:54

خانم! سلام و شکر که سبز است حالتانکم باد و گم از آینه، زنگِ ملالتاننیّت به روشناییِ چشم شما خوش استچندانکه آفتابِ تمام است فالتانرگباری آمدیم و به باغ شما زدیمپیش از رسیده گشتن اندوهِ کالتانبا چشمتا

برچسب: نویسنده: مانی موسوی‌پور تاريخ: سه شنبه 21 اسفند 1397 ساعت: 16:54

صفحه بندی